تبليغاتX
هفت کجا آباد

هفت کجا آباد

ماه بالای سر آبادیست...

یا حق.

 

اتفاق بسیار خوشایند امروز من را بر آن داشت تا بنویسم. نه برای تو˛ که برای خودم. می نویسم که یادم نرود باید بدوم؛ نه برای خودم˛ که برای وطن.

 

راستش هنوز که هنوز است توجیهی برای عشق به ایران ندارم. هنوز نمی دانم این غرور توام با تعصب به چه چیزی برمی گردد. خیلی هم فرقی نمی کند حالا. نقداً برای من پرتاب ماهواره بر «سفیر» و رونمایی از ماهواره ی تحقیقاتی «امید» اهمیت دارد.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 23:32 توسط یه ستاره |


يا حق . 

 

وجود يك يا دو منطقه ي غير عادي ديگر در اقيانوس هاي جهان ، ما را وادار به انديشيدن در مودرد پديده هاي غير عادي مي كند . تئوري هايي كه پيچيدگي هاي ضد جاذبه زمين را مورد بررسي قرار مي دهند پيشرفت زيادي كرده اند . در اين مناطق قانون جاذبه زمين و جاذبه مغناطيسي با قوانيني كه براي ما شناخته شده هستند يكسان نيست . رالف باركر نويسنده ي كتاب ابهامات ناشناخته ي هوا مي گويد : وجود اين نيروي ضد جاذبه زمين ، از پديده هاي كاملاً متضاد سياره ي ماست ... و هنگامي كه بخ خصوصيت انفجاري مهيب و منهدم كننده آن پي ببريم اهميت آن براي ما شناخته مي شود ... اين خصوصيت در مناطق بخصوصي از زمين ما وجود دارد !او احتمال مي دهد كه اين ماده از فضا به زمين آمده باشد و در جايي زير پوسته و به احتمال قوي زير درياها پنهان شده است !

 

                 

 

 

 

مطالعات تحقيقي بيشتر بر روي مثلث برمودا و ساير مناطق مورد ترديد حرفاي جالبي توشه !

 

با توجه به نقاط گم شدن كشتي ها و هواپيما ها در تمام دنيا ، مي شود ادعا كرد بيشتر اين حوادث در 6 نقطه روي مي دهد كه اغلب آنها كم و بيش يك ناحيه لوزي شكل را تحت پوشش دارند و همه بطور متقارن بين 30 تا 40 درجه طول جغرافيايي را از شمال و جنوب خط استوا احاطه كرده اند كه شامل مثلث برمودا و درياي شيطان نيز مي گردد .

 

اغلب نواحي فعال در شرق قاره ي اروپا جايي كه جريان آب گرم اقيانوس به طرف شمال جريان دارد با جريان آب سردي كه به طرف جنوب در حركت است ، به هم برخورد مي كنند ، واقعند . علاوه بر اين تصادم ، اين نواحي ، نقاطي هستند كه جريان سطحي اقيانوس به يك مسير و جريان عمقي اقيانوس به مسير ديگري مي روند . بزرگترين جريان جزر و مدي عمقي به طور مماس و با درجه ي حرارت متفاوت ايجاد يك گرداب مغناطيسي كرده ، كه بر روي دستگاه هاي مخابراتي و مغناطيسي ، و شايد حتي بر روي نيروي جاذبه نيز اختلالاتي نموده و در شرايط مخصوصي ، موجب مي شود كه هواپيما ها و كشتي ها نا پديد شوند . و شايد موجب انتقال آنها به بعدي ديگر از زمان وفضا گردد . نكته جالب ديگه اين كه هواپيماهايي كه از اين منطقه ( مثلث برمودا ) مي گذرند زودتر از زمان برنامه ريزي شده به مقصد مي رسند و اين شايد بدان علت باشد كه بادي در جهت مسير ، مثلاً با سرعتي حدود 500 مايل در ساعت ، آنها را به جلو مي راند . چنين حوادثي ممكن است در نتيجه ي بادهاي گزارش نشده باشد . به نظر مي رسد اغلب در محدوده ي مثلث برمودا و ديگر نواحي طوفاني مي وزند ، بنابر اين اگر هواپيما هاي نابود شده اين اختلالات را محاسبه كرده بودند ، امكان داشت كه سالم از ميان اين چاه هاي هوايي گذشته و جان اين همه سرنشين از بين نمي رفت .

 

حادثه اين كه دچار لغزش زماني شد حدود 18 سال پيش در فرودگاه ميامي اتفاق افتاد كه هرگز دليلي منطقي براي آن ارايه نشد . هواپيمايي كه دچار اين واقعه گرديد يك هواپيماي مسافر بري بويينگ 727 بود كه براي رسيدن به خشكي از شمال شرقي بويسله ي رادار پايگاه ديده شد ، ولي ناگهان براي مدت ده دقيقه از صفحه ي رادار ناپديد شد و دوباره پديدار گشت . هواپيما بدون هيچ حادثه اي به زمين نشست و خلبان و سرنشينان از حيرت جمعيت حاضر در فرودگاه براي حصول اطمينان از سالم بودن آنها و اينكه چه اتقاق غير مترقبه اي برايشان افتاده است تعجب كردند . در اين هنگام يكي از كاركنان برج مراقبت به آنها گفت : شما براي 10 دقيقه وجود نداشتيد !

اينجا بود كه سرنشينان به ساعت ها و زمان سنج هاي مختلف هواپيما نگريستند و دريافتند كه تمام آنها بدون استثنا ساعت هايشان ده دقيقه از وقت حقيقي عقب تر است . اين نكته قابل توجه بود كه بيست دقيقه قبل از حادثه هواپيما طبق برنامه در مسير و زمان مشخص شده پرواز مي كرد و در آن لحظه ي به خصوص هيچ اختلافي در وقت ديده نمي شد .

 

هيچ چيزي در سياره ي ما وجود ندارد كه بر روي نيروي الكترومغناطيسي زمين اثر بگذارد . آيا مثلث برمودا و مناطق مشابه چون يك ماشين عظيم عمل كرده و نيروي جاذبه ي ديگري توليد مي كنند ؟ اگر چنين باشد كشمكش ميان دو نيرو گردابي ايجاد مي كند كه اشيا و جانداران با رسيدن به آن براي هميشه به نقطه اي داخل يا خارج از بعد زمان و فضا قرار مي گيرند .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 20:30 توسط یه ستاره |


يا حق .

                                                                                                                                                               

در این پست حرفهای نجات یافتگان رو براتون میارم.

اول تجربه ي خلباني به نام ديك اشترن رو بخونين كه در غالب نامه اي به نويسنده ي كتاب "افق نامرئي " وينسنت گاديس ، بوده و حاوي اطلاعات جالبيه :

 

در اواخر سال 1944 من عضو يك اسكادران از هواپيماهايي بودم كه بطور گروهي بسوي ايتاليا پرواز مي كردند . اين گروه متشكل از هفت بمت افكن بود كه در فاصله ي 300 مايلي برمودا پرواز مي كردند . هواپيماي ناگهان دچار تلاطم و اختلالهاي غير منتظره و عجيبي شد و مرا وا داشت كه به پايگاه خود در امريكا برگردم . هنگامي كه اين حادثه روي داد ، هوا آرام و صاف بود و ستاره ها در حال درخشش بودند . اين اغتشاش سبب شد هواپيما حالت واژگون شدگي به خود گرفته و با سرعت هر چه بيشتر سقوط نمايد . بطوريكه سرنشينان آن بر اثر شدت تلاطم به سقف هواپيما چسبيده بودند. هواپيما همچنان به طرف دريا كشيده مي شد . با مشكلات فراوان بالاخره هواپيما را تحت كنترل خود گرفته و در اينجا متوجه شدم كه فقط يك هواپيماي ديگر از 7 هواپيما موفق به بازگشت به پايگاه شده است . ارتباط راديويي پايگاه با بقيه ي هواپيما ها قطع گشته و هيچ اثري هم از آنها نبود . اين حادثه كه يك سال قبل از پرواز شماره 19 در ماه دسامبر روي داده بود زياد مورد توجه قرار نگرفت زيرا زمان جنگ بود و وقوع هر حادثه اي امكان پذير مي نمود .

 

جوتالي ، كاپيتان يك قايق ماهيگيري به نام وايلد كوس به طريقي ديگر اين حادثه را تجربه كرده . با وجود اينكه حد اقل در مورد او ناپديد شدن در مثلث مقدر نشده بود . او در قايق خودش بود كه بوسيله ي قايق ديگري يدك كشيده مي شد . منطقه اي كه اين حادثه روي داد دهانه ي اقيانوس و ناحيه اي بسيار عميق در شرق جزيره ي آندروس بود كه بسياري از ناپديديها در روي آن روي داده بود . قايق ماهيگيري 65 پايي كاپيتان تالي كه براي شكار كوسه تجهيز شده بود ، بوسيله ي يدك كش 104 پايي كيكوس تريدر در دهانه ي اقيانوس كشيده مي شد . هوا مساعد بود . دو قايق اكنون به سمت جنوبي دهانه ي اقيانوس رسيده بودند ، جايي كه اين تنگه در انتهاي جنوبي اش به گودالي چون دهانه ي آتشفشان به قطر 40 مايل مي ريزد . صخره هاي آبگير و تپه هاي دريايي  زنجيروار به طرف شرق كشيده مي شوند ، در اين نقطه از درياهاي بسيار بزرگ ، بادهاي جنوب شرقي مي وزد . شب هنگام كاپيتان تالي در كابين اش در زير دكل در خواب فرو رفته بود . ناگهان با جريان آبي كه بر روي او ريخت از خواب پريد . او بسرعت جليقه نجات خود را پوشيد و سعي كرد به سوي محوطه باز عرشه برگردد . همانطور كه سعي مي كرد از آنجا خارج شود دريافت كه در زير آب است ولي خطي پيدا كرده آن را دنبال كرد و به سطح آب رسيد . اين مسافت در حدود 50 تا 80 پا با آب فاصله داشت . و بدين ترتيب او در مبارزه اش براي زنده ماندن پيروز شد .  هنگامي كه به سطح آب رسيد مشاهده كرد كه قايق يدك كش كيكوس تريدر بدون او به راهش ادامه مي دهد . در حقيقت نيرويي ناگهاني قايق وايلد كوس را به گردابي در اعماق آب كشانده بود ، در حاليكه كاپيتان تالي تنها سرنشين آن بود و آنچه موجب شده بود او يه سطح آب بيايد ريسماني بود كه دو قايق را به هم وصل مي كرد . سرنشينان قايق يدك كش پس از اينكه متوجه شدند قايق كاپيتان تالي در حال غرق شدن است ، طناب را بريده و بسرعت از منطقه دور شده بود و پس از طي مسافتي متوقف گرديده تا ببيند آيا اثري از كاپيتان تالي ديده مي شود ؟ نيم ساعت بعد كه او در شرف غرق شدن بود نام خود را از بلندگوي يدك كش شنيد . آنگاه با فرياد جواب داد و سرانجام نجات يافت . بيشتر كاپيتانهاي كشتي در اين منطقه با اين گونه ناپديد شدنهاي غير قابل تفسير آشنايي دارند ، فاجعه اي كه  با از كار افتادن قطب نما يا دستگاه مخابراتي صورت مي گيرد . و چون ماهيگير منطقه ي خطر و قايق اش را ترك كرد ، راهي براي پيدا كردن علت اين حادثه نبود . 

 

                                    طوفان 

 

حالا بذاريد بحث رو يه كم جذابتر كنم . آخه تقريباً همه ي كسايي كه از حوادث اين شكلي نجات پيدا كردن حرفاشون عين همه ! حالا يه چيز جالب بگم كه احتمالا نشنيدين :

محققان پديده هاي مثلث برمودا مدتها بود كه متوجه وجود منطقه ي مرموز ديگري در اقيانوسهاي جهان شده بودند  كه در جنوب شرقي ژاپن ، بين ژاپن و جزاير بونين قرار دارد . آيا كشتي ها از آتشفاشنهاي زير دريا يا امواج سهمگين در اين منطقه از بين رفته اند يا نه ، در هر صورت بوميان آن را درياي شيطان نام نهاده اند و در نظر ژاپني ها  منطقه اي مشهورتر و خطرناكتر از برموداست . تا مدتها نا پديد شدن قايق هاي كوچك در اين منطقه را به علت وجود جنگ و حمله ي دشمنان مي دانستند . اما بين سالهاي 1950 تا 1955 ، 9 كشتي مدرن با چند صد سرنشين ناپديد شدند و هيچ لكه ي خون يا تكه اي از كشتي ها يافت نشد . مثلث برمودا و درياي شيطان نقاط مشتركي در مورد تقارن موقعيت جغرافيايي دادند . مثلث برمودا در انتهاي غربي در 80 درجه ي طول جغرافياي غربي قرار دارد ، خطي كه از شمال واقعي و شمال مغناطيسي را بدون زاويه انحراف در قطب نمادر اين طول بر هم منطبق مي نمايد و اين طول جغرافيايي يعني 80 درجه ي غربي پس از گذشتن از قطبين مسير خود را تغيير داده و طول جغرافيايي 150 درجه شرقي را تشكيل مي دهد  از قطب شمال تا قطب جنوب ادامه يافته از مشرق ژاپن گذشته و از وسط درياي شيطان عبور ميكند . در اين نقطه يعني درست در وسط درياي شيطان عقربه ي قطب نما شمال واقعي و شمال مغناطيسي را در يك خط نشان مي دهد . مانند آنچه در غرب مثلث برمودا در نقطه اي درست آن طرف دنيا روي مي دهد .

 

دفعه ي بعد آخرين قسمت مثلث برمودا رو ميرم . مي خوام از پديده هاي فضا-زماني اين ناحيه بگم . خيلي جالب خواهد بود .

+ نوشته شده در شنبه چهارم آذر 1385ساعت 13:47 توسط یه ستاره |


يا حق .

گفته بودم يه روز از مثلث برمودا مي حرفم . امروز همون روزه ( دونقطه پي ) !

 ناحيه اي در غرب اقيانوس اطلس ، نزديك جنوب شرقي سواحل ايالات متحده تشكيل يك مثلث را مي دهد . اين مثلت از برمودا در شمال شروع شده و تا جنوب فلوريدا وسعت يافته ، سپس به طرف مشرق كشيده مي شود . از ياهاما و پورتوريكو گذشته و تا حدود 40 درجه ي غربي ادامه ميابد و پس از آن دوباره به برمودا مي رسد . اين ناحيه داراي نيرويي مخرب و باودر نكردني در دنياي رازهاي غير قابل تفسير است .

                                                     مثلث برمودا

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 22:39 توسط یه ستاره |


یاحق .

توی دنیا بعضی جاها یه جوری هستن ، عجیب ؛ مثلا مثلث برمودا . از بچکی شاید از سن 8 یا 9 سالگی راجع به مثلث برمودا برام سوال پیش اومده بود . یه کمی هم راجع بهش تحقیق کردم اما خب مثل همه ی آدمای دنیا سر از کارش در نیاوردم . سر فرصت راجع به این موضوع مفصل می نویسم . الان می خوام راجع به یه جای عجیب دیگه حرف بزنم . دیوار ندبه !

       دیوار ندبه


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 22:9 توسط یه ستاره |